درمان افسردگی

بنده از کودکی مبتلا به افسردگی شدید شدم تصمیم گرفته ام که بطور جدی با این بیماری مبارزه کنم و درمان شوم

رفع بی حوصلگی
ساعت ۱٠:٠۳ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۱ مهر ۱۳٩٤  کلمات کلیدی: رفع بی حوصلگی

1) سعی کنید هر از چند گاهی در زندگی خود تغییراتی هر چند جزئی ایجاد کنید.
۲) بی کاری یک عامل مهم در ایجاد بی حوصلگی ست. دست به کار شوید با نشستن و به نقطه ای خیره شدن چیزی عوض نمیشود. برخیزید و به کاری مشغول شوید.
3) هر روز یک چیز جدید یاد بگیرید و به علم خود بیفزایید.
4) خود را به چالش بکشانید. به فعالیتی دست بزنید که در شما استرس ملایمی ایجاد میکند. مانند برد و باخت (در بازی، ورزش)
5) حس کنجکاوی خود را بر انگیزید.نسبت به پیرامون خون بی تفاوت نباشید.سعی کنید از همه چیز سر در بیاورید.البته به غیر از مسائل شخصی دیگران.
6) خیالپردازی کنید. خیالپردازی بیش از حد سبب دور افتادن شما از واقعیتها و حقایق میگردد اما از تخیل خود میتوانید در رفع بی حوصلگی کمک بگیرید. خیالپردازی کنید و به آرزوهای خود دست یابید.
7) تکرار فعالیتهای روزمره و یا از روی عادت بسیار خسته کننده است. بنابراین دیگر ایده ها، گزینه ها را هم انتخاب کنید. مثلا هر روز برای صبحانه چای شیرین نخورید، یک روز هم قهوه و یا شیر بخورید و یا هر روز سر یک ساعت فعالیت خاصی را انجام ندهید. هراز گاهی طرز لباس پوشیدن و یا مدل موی خود را تغییر دهید .


 
6 حرکت یوگا برای رفع استرس
ساعت ٩:٤٤ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۱ مهر ۱۳٩٤  کلمات کلیدی: 6 حرکت یوگا برای رفع استرس

۱_ نفس کشیدن منظم و آروم: استرس رو بتکون و ذهنت رو خالی کن.

هیچ چیزی بهتر از نفس کشیدن نمیتونه یک نفر رو آروم کنه. وقتی زیادی هیجان زده میشیم، نفس هامون سطحی و کم عمق میشن. نفس کشیدن عمیق میتونه روی ذهنتون تاثیر زیادی بذاره. انگاری که دکمه ی خاموش و روشن ذهنمون رو دوبار زده باشیم.

توی یک حالت راحت و صاف بنشینید و از طریق بینی به مدت ۴ ثانیه نفس رو داخل ریه هاتون بدین. این هوا رو تا ۴ ثانیه نگه دارید، در مدت ۴ ثانیه به بیرون بفرستیدش و بعد دوباره ۴ ثانیه تا قبل از دم بعدی صبر کنید. به این میگن یک سیکل. این کار رو ۱۰ بار تکرار کنید. اینجوری:

دم، ۲، ۳، ۴، نگه دار، ۲، ۳، ۴، بازدم، ۲، ۳، ۴، نگه دار، ۲، ۳، ۴

 

۲_ کشش شانه: استرس شانه و گردن رو خالی کنید.

انگشت های دست رو دور هم قلاب کنید و دست ها رو بالای سر بیارید در حالی که کف دست ها رو به سقف باشه. سعی کنید دست ها در امتداد گوش ها قرار بگیرن و بعد شانه هاتون رو آروم کنید. به مدت ۵ تا دم و بازدم از طریق بینی اونها رو بالا نگه دارید و بعد بذارید دستهاتون بیفتن به کنارتون. شانه ها رو به سمت جلو و عقب چرخش بدین. این کار رو با استراحت هایی به مدت ۵ دم و بازدم تکرار کنید.

1

 

۳_دست های عقابی: گره های عمیق شانه رو آروم کنید.

محکم و صاف با پاها به عرض شانه باز بایستید. دستها رو به کنار و موازی با زمین دراز کنید. بعد اونها رو به سمت همدیگه نزدیک کنیدو آرنج چپ رو از آرنج راست رد کنید. حالا آرنج ها رو خم کنید تا پشت ها به هم چسبیده باشن. حالا یک دست رو پشت اون یکی گیر بندازین، جوری که کف دست ها به هم چسبیده باشن. (اگه توضیج پیچیده هست به عکس دقت کنید)

وقتی این کارها رو کردید، به مستقیم نگاه کنید و نگذارید آرنج هاتون بیفتن. در حالی که کف دست ها رو به هم فشار میدین، سعی کنید شانه ها رو از هم دور کنید. شانه رو ریلکس کنید. الان باید یک کشش قدرتمند در ناحیه ی گردن و بین شانه ها احساس کنید. به مدت ۵ تا دم و بازدم این حالت رو نگه دارید.

حالا دست ها رو آزاد کنید و همین تمرین رو تکرار کنید این بار با دست مخالف روی اون یکی.

2

 

۴_ باز کننده ی قلب: با غوز کردن بجنگید.

همچنان ایستاده با پاها به اندازه ی عرض شانه باز، دست ها رو به پشت ببرید و به حالت مشت به هم قلاب کنید. در حالی که به مستقیم نگاه میکنید، کتف ها رو به هم نزدیک کرده و دست های مشت شده رو تا جایی که میتونید بالا ببرید. به اندازه ی ۵ دم و باز دم نگه دارید.

3

 

۵_ کشش به سمت جلو: تنش کمر و گردن رو از بین ببرید.

در حالی که ایستادید یک پا رو از پای دیگه عبور بدید (مثل X). اگه عضلات ران خشکی دارید بهتره کمی زانوها رو خم کنید. در این حالت به مدت ۵ دم و بازدم آروم بمونید. برای بهتر شدن این تمرین آرنج ها رو با دست بگیرید و به آرامی سرتون رو تا زانوها پایین بیارید.

4

 

۶_کشش ران: یک استراحت عالی برای بعد از ساعت ها نشستن روی صندلی!

روی زمین دراز بکشید و با نگه داشتن کف پای چپ رو زمین، پای چپ رو خم کنید. حالا مچ پای راست رو روی زانوی چپ بگذارید. دست ها رو دور ران چپ بگیرید و اون رو به سمت خودتون بکشید. نهایتها ساق پای چپتون با سطح زمین موازی میشه. بعد از گذروندن ۵ تا دم و باز دم، همین کار رو با پای مخالف انجام بدین.

5

 

منبع:rangirangi.com 


 
افسردگی پس از زایمان
ساعت ۱:٠٥ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٩ مهر ۱۳٩٤  کلمات کلیدی: افسردگی پس از زایمان

افسردگی پس از زایمان چیست؟

تعدادی از خانم ها پس از زایمان دچار  افسردگی می شوند که معمولاً شدت زیادی ندارد و زود هم برطرف می شود، ولی گاهی این افسردگی طولانی می شود و علایم به حدی می رسند که زندگی مادر و مراقبت او از نوزاد را دچار نابسامانی می کنند.

این افسردگی در صورتی که درمان نشود، مشکلات بسیاری را برای مادر و نوزاد به وجود خواهد آورد مسئولیت اصلی در این مورد به عهده ی همسر است.

تفاوت افسردگی با غمگینی های گذرای بعد از زایمان چیست؟

اول آن که علایم افسردگی پس از زایمان شدت بیش تری دارد. بیمار عمیقاً دلتنگ و ناامید است، ‌اضطراب شدید دارد، ‌بی خوابی و کاهش وزن پیدا می کند، از چیزی لذت نمی برد و حتی می تواند افکار خودکشی پیدا کند و به آن نیز اقدام نماید. مادر احساس گناه و بی کفایتی دارد و بسیار نگران نوزاد است. البته گاهی ممکن است به نوزاد صدمه هم بزند. دیگر آن که افسردگی بعد از زایمان در صورت عدم درمان ممکن است ماه ها تا سال ها ادامه پیدا کند و بیش تر در کسانی دیده می شود که خود یا خانواده شان سابقه ی چنین حالاتی را قبلاً هم داشته اند.
غمگینی های بعد از زایمان معمولاً خفیف اند و زندگی بیمار را مختل نمی کنند. افکار خودکشی و احساس گناه و بی کفایتی و عدم لذت وجود ندارد و در عرض چند روز تا چند هفته خود به خود و بدون درمان بهبودی حاصل می شود.
تفکیک این دو حالت بسیار مهم است ولی در صورتی که شکی در مورد تشخیص وجود داشته باشد، ‌حتماً باید با پزشک مشورت کرد و توصیه ها و اقدامات درمانی او را با دقت پیگیر شد.

آیا افسردگی پس از زایمان نیاز به درمان دارد؟

غمگینی های خفیف و گذرای بعد از زایمان نیازی به درمان ندارد و خود به خود برطرف می شود، ولی در صورتی که بیماری افسردگی پس از زایمان به وجود آمده باشد، ‌لازم است مادر تحت درمان قرار گیرد، ‌زیرا علایم شدید افسردگی که حتی ممکن است با افکار خودکشی نیز همراه باشند، ‌بر زندگی او تأثیر بسیاری نهاده و مانع از مراقبت و رسیدگی به نوزاد خواهند شد.
این اختلال اگر درمان نشود ماه ها و شاید سال ها ادامه می یابد. 

روان شناسان علل دیگر بروز افسردگی پس از زایمان را به این شرح می دانند:

- احساس خستگی، پریدن از خواب یا به اصطلاح خواب مقطع که اغلب با کابوس همراه است.

- احساس بیگانگی با نوزاد به جهت ترس از ناتوانی در نگهداری مناسب از نوزاد.

- افسردگی به خاطر تغییر در شرایط کار و امور منزل؛ که به دلیل مختل شدن امور و خارج شدن زندگی از شرایط عادی بروز می کند.

- هیجان ناشی از نگهداری و تربیت فرزند همپای رسیدگی به امور منزل و امور شخصی؛ بسیاری از مادران تصور می کنند با تولد نوزاد باید به شخص ویژه یا به عبارتی مادری ویژه و فوق العاده تبدیل شوند تا علاوه بر رسیدگی به همه امور مدت زیادی را صرف نگهداری از فرزندشان بکنند؛ اگرچه با تولد نوزاد نیاز به مراقبت از او به بزرگترین دغدغه مادر و پدر تبدیل می شود؛ اما بدون هیجان، باید با برنامه ریزی صحیح با مسئله روبرو شد.

- احساس بیهودگی و از دست دادن حس شخصیت و هویت؛ از دست دادن شخصیت و هویت و یا به عبارتی از دست دادن اعتماد به نفس به دنبال ظهور این تفکر در ذهن ایجاد می شود که مادر می پندارد با تولد نوزاد هویت خویش را گم کرده است چرا که دیگر نمی تواند مانند گذشته به امور شخصی، منزل و اوقات فراغت خویش بپردازد و نوزاد را مانع مهمی تصور می کند.

- از دست دادن اوقات فراغت و به دنبال آن به هم خوردن تعادل روانی؛ پس از تولد نوزاد، مادر مجبور است مدت زمان بیشتری را در منزل بماند و از فرزندش نگهداری کند. به این ترتیب زمانی برای فراغت باقی نمی ماند. این نکته به ویژه در خانواده هایی که پدر هیچ گونه کمکی به مادر ننموده و مسئولیتی در قبال نوزاد احساس نمی کند بسیار حائز اهمیت است و مادر را به افسردگی حاد مبتلا می کند.

در شرایط حاد، ترس از کشتن یا مجروح کردن نوزاد یا خویشتن و بی علاقگی و بی توجهی به نوزاد نیز دیده می شود که اگر به سرعت چاره ای برای آن اندیشیده نشود به مرگ مادر و نوزاد منتهی می شود.

حالا که افسرده هستم، چگونه خود را یاری کنم؟

 

بسیاری از زنان مبتلا به افسردگی دوران بارداری و یا پس از آن به دلیل ترس، خجالت و یا ترس از شکست و ناتوانی در زندگی، از بیماری خود صحبتی به میان نمی آورند (علائم را انکار و پنهان می کنند) که این باعث حاد شدن و رسیدن شخص به حالت عدم تعادل روانی می شود. از سوی دیگر ترس از معرفی شدن به عنوان مادری بی صلاحیت آنها را از بیان مسئله بازمی دارد، غافل از این که به این ترتیب به بیماری خود دامن می زنند. بنابراین روان شناسان اکیداً توصیه می کنند تا با بروز اولین علائم، سریعاً به پزشک مراجعه کرده و درمان را آغاز کنید.

 

روان شناسان معتقدند بیمار نقش بسیار مؤثری در تسریع روند درمان دارد؛بنابراین توجه به این نکات راهگشاست:

 

1 - مدت زمان استراحتتان را افزایش دهید؛ یکی از بهترین شیوه ها، خوابیدن و استراحت کردن همراه نوزاد است.

 

2 - اجباری در انجام همه امور، برنامه ها و کارها نیست؛ کارها به تدریج و با تسلط بر اعصاب انجام می شوند. استرس و هیجان برای انجام همه کارها باعث فشار بر اعصاب و احساس کلافگی و سردرگمی می شود.

 

3 - از همسرتان برای تمیز کردن نوزاد، حمام کردن وی و شیر دادن به او به ویژه در هنگام شب کمک بگیرید. مثلاً به جای آن که شب ها نوزاد را شیر بدهید، شیر را بدوشید و در شیشه شیر بریزید و از همسرتان بخواهید تا او به نوزاد شیر بدهد. کمک گرفتن از مادر، دوستان و ... نیز بسیار خوب است.

 

4- درباره احساس ها و حالت های خود با همسرتان صحبت کنید؛ با این شیوه مشکلات بهتر و سریع تر حل شده و تصمیم گیری آسان می شود.

 

5 - در منزل تنها نمانید: قدم زدن در پارک، پیاده روی به همراه نوزاد و ... را فراموش نکنید، حتی یک پیاده روی 15 دقیقه ای می تواند روحیه شما را به خوبی تغییر بدهد.

 

6- با برنامه ریزی صحیح، گردش و تفریح را در برنامه هفتگی خود و خانواده تان بگنجانید.

 

7 - با مادرانی که مانند شما تجربه اولین نوزاد را دارند، صحبت کنید. شاید راه هایی را پیشنهاد کنند که برای شما نیز مفید باشد. آگاهی از تجربه مادرانی که دو یا چند فرزند دارند نیز بسیار مفید است.

 

8- حداقل هر دو هفته یک بار با دوستانتان برنامه بگذارید و مانند گذشته به گردش و تفریح بروید تا حس ناخوشایند دوری از اجتماع در شما ایجاد نشود.

 

9- در طول دوران بارداری در برنامه روزمره زندگی تان تغییر جدی ایجاد نکنید. مثلاً به دلیل ترس از بیمار شدن در منزل نمانید و معاشرت با دوستان و فامیل را به دلیل نگرانی های بی موردی چون کم شدن مدت استراحت و ... کنار نگذارید.

10 - تا جایی که می توانید خود را با شرایط جدید، با برنامه ریزی صحیح و دقیق وفق بدهید

 

 


 
تا حالا شده احساس کنید به هیچ دردی نمی خورید؟
ساعت ٥:٠٢ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱۱ امرداد ۱۳٩٤  کلمات کلیدی: تا حالا شده احساس کنید به هیچ دردی نمی خورید؟

می خواهم کمکتان کنم تا احساس خوبی داشته باشید احساس رضایت از خود،

نشاط ،حس اعتماد به نفس

من دکتر نیستم اما کسی ام که می تونه احساس شما رو درک کنه و کمک کنه

می خوام جواب سوال های خودم رو بدهم ! بله اگر تمام روز هیچ فعالیتی نداشته

باشیم مثلا بخوابیم یا بقول خودمون دراز بکشیم یا به هر نحوی خومان را سرگرم کنیم  

احساس سرخوردگی می کنیم به نظر من بهتره از کارهای کوچک شروع کنیم بخشی 

از کارهای منزل رو انجام بدهیم اتاق رو مرتب کنیم همین دور و بر خودمان رو اگه کل

خونه رو مرتب کنیم چه بهتر،لباس هامون رو مرتب کنیم و لباس های کثیف رو بشوریم

و خلاصه مثل تراکتور هی کار کنیم باور کنید بعد از انجام دادن کلی کار یعنی درست

وقتی که احساس خستگی جسمی به سراغتان امد همان موقع حس بی مصرف

بودن از شما دور می شود شاید بگوید خوب مثل هر روز این کارها توسط یه نفر دیگه

انجام شه یا اصلا انجام نشه اما باور کنید به امتحانش می ارزه


 
واقعا درمان ورفتن پیش روان شناس تاثیرداره؟
ساعت ٩:٤۱ ‎ب.ظ روز شنبه ٢۳ آذر ۱۳٩٢  کلمات کلیدی: روان شناس تاثیر داره؟

بله
یک روانشناس خوب که عینک دودی ات عینک را از چشمت بردارد و تو چشم هایت را  به روشنایی عادت بدهی .
می دانی در زیر افتاب اگر عرق کنیابرو

و سایه ای گیر بیاوری  لبخند 

 به خانه ات برگردی و حمام کنی ، آن وقت خواب چه می چسبد   خواب       

 و نشان آن است که زندگی می کنیدلقک


پس از هر سختی،آسانی است
گل 


 
کنترل اضطراب(خلاصه یک کتاب روانشناسی)
ساعت ٧:٢٢ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٦ تیر ۱۳٩٢  کلمات کلیدی: کنترل اضطراب(خلاصه یک کتاب روانشناسی)

1- ایمان واعتقادقلبی به خداوند،آرامش بیشتررا درهمه ی امورزندگی به ارمغان خواهدآورد.

2- با شناسایی تیپ شخصیتی،آمادگیهای خودرابرای مقابله با اضطراب ارزیابی کنید.

3- برای کاهش اضطراب،اعتمادبه نفس خودراتقویت کنید.

4- ورزش وتحرک جسمانی،شادابی،نشاط وآمادگیهای روانی را افزایش می دهد.

5- خاصیت شوخ طبعی بودن وبذله گویی را درکاهش اضطراب نادیده نگیرید.

6-تصویرسازی ذهنی،موقعیت واقعی راتجربه کنید.

7- با اداره آگاهانه واختیاری فعالیتهای مغزی،می توان براضطراب مسلّط شد.

8- سعی کنیدبه حالت قبل ازاضطراب بازگردیدتابتوانیداوضاع رابه کنترل خود درآورید.

9- یک راه مقابله با اضطراب آن است که به جای تلاش برای کنترل،آن راتجربه کنیم،این یعنی جسارت ورزی.

10- آموزش آرمیدگی،روشی سریع برای بازگشت به حالت آرامش است.

11- شناخت رفتارهای نشان دهنده ی اضطراب،به کنترل آن کمک میکند.

12- برای مواجهه با اضطراب،اگرمیتوانیدتمرین اضطراب کنید.


 
خنده دوای افسردگی
ساعت ٦:٢۳ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۱ تیر ۱۳٩٢  کلمات کلیدی: خنده دوای درد

 

 

 

 

 

 


 
سختی و بی پولی
ساعت ٦:٤۳ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٤ تیر ۱۳٩٢  کلمات کلیدی:

 ای ثروتمندان و مرفه هان بی درد!  چرا به مردم فقیر کمک نی کنید؟ چرا ثروثمندی وپولداری را مایه ی کلاس و شخصیت والا می دانید؟ شما انسان های ضعیفی هستید که نمی دانید چون پولداری را قدرتمندی می دانید. اما اینطور نیست پول خیلی چیز ها را از آدم می گیرد مگر نه ! فکر کنید !

من زندگی سختی دارم،آپولی ندارم !  به من ظلم می شود.حقوقم داده نمی شود .   باید احساس قدرت کنم زیرا دارم به تلاشم  برای کسب پول،گرفتن حقوق و خیلی چیزهای دیگر ادامه می دهم.سختی هایم انقدر زیاد است که یا مرا به زودی می کشد و یا به قدرت می رساند این سخن نیچه است که می گوید:آنچه مرا نکشد،قوی تر می کند
اگر به راحتی وآرامش برسم حتما به نیازمندان کمک خواهم کرد
امروز مشکلاتم را یادداشت می کنم تا فردا یادم نرود که چه هدف بزرگی داشتم،یادم باشد خدا را در راحتی و شادی ها فراموش نکنم و از دست ندهم


 
← صفحه بعد